سيد ابراهيم سيد علوى
14
يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى )
خاطر يك تولدى كه شده بود و بچهاى را همسرش برايش آورده بود نپذيرفت وزير گفت رسم ما اين است كه به قابله بايد هديه داد شما كه نداريد به خاطر قابله و رسوم تولد بگيريد شريف رضى گفت نه وضع خانوادگى ما طورى است كه آدمهاى بيگانه را براى تولد بچههايمان نمىآوريم در خانواده و در ميان خودمان كسانى هستند مىآيند به عنوان قابلگى و آنها از ما چيزى قبول نمىكنند ، آنها كارشان خانوادگى است و نپذيرفت . مورد ديگر استادش با زحمت ، يك خانه به او داد از او پرسيد كه شما كجا زندگى مىكنيد گفت : خانه پدرم گفتند آخر براى مردى مثل شما ، عيب است در خانهء بابايش زندگى كند . فشار آورد چون استادش بود گفت به احترام استادى از شما مىپذيرم . اصولا تيبش تيب قوى النفس و قانع بود و يك سلسله امتيازات خاص سياسى داشته كه اينها را بايد از ديوان اشعارش در آورد . يك كار تحقيقى لازم است كه اگر بشود اشعار ايشان را جلو گذاشت و رويش كار كرد و قطعات تاريخى را از آن در آورد ، مخصوصا نقطه مهمى كه به نظر من از اين سمينار بايد به آن برسيم زمان خانواده سيد رضى است كه ما بايد خوب تحليل كنيم و بفهميم كه چگونه تشيع ، اين قدرت وسيع را بدست آورده ، همه جا نفوذ داشته ما مىبينيم كه شخصى مثل ابو فراس ( شاعر بزرگوارى كه در بنو حمدان مقام عظيمى را داشته ) در همين زمان قصيدهء بلندى مىگويد و از اهل بيت دفاع مىكند ، وقتى مىخواهد ، در يك جلسهاى بخواند ، در ميان آرتش خليفه ( توى ارتش حكومت ) پانصد شمشير به نفعاش از غلاف بيرون مىآيد ! بعد در پناه اين شمشيرها آن قصيده را مىخواند . الحق معتزم و الدين مخترم * و فيء آل رسول اللّه منقسم كه آن زمان در آن منطقه چطور مىشود اشخاصى مثل اينها حركت مىكنند و ثمره چه بوده ؟ ما ، در آن زمان تازه در اوائل دوران غيبت كبرا هستيم در سال 329 غيبت كبرا شروع مىشود رابطه مردم شيعه به طور رسمى با امام زمان قطع مىشود و